مجتبى ملكى اصفهانى
52
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
2 - تمثيل : تمثيل عبارت است از انتقال ذهن از حكم يك شيئى به حكم شيئى ديگر ، به علّت جهت مشتركى كه دارند . 3 - استقراء : استقراء يعنى اينكه ذهن عدهاى موارد جزيى را بررسى مىكند و سپس يك حكم عام را استنباط مىكند . آنچه در علم منطق اهميت دارد و هدف نهايى است ، همان قياس است ، زيرا ، قياس از قضاياى يقينى تأليف مىشود و نتيجه آنهم ذاتا يقينى است . ولى قياس در اصطلاح فقه و اصول ، عبارت است از تمثيل منطقى كه در عنوان « قياس » بحث مربوط به آن خواهد آمد . انشاءالله . هرچند تنها تمثيل در اصول فقه مورد نقض و ابرام واقع شده است ، ولى ما براى آشنايى اجمالى خواننده محترم ، مسائل مربوط به دو قسم ديگر را نيز در اينجا به صورت مختصر بيان مىكنيم . - اقسام قياس : قياس به اعتبار مقدمات پنج قسم است : 1 - برهان : مقدمات برهان يقينى هستند و بر دو قسم برهان انّى و برهان لمّى تقسيم مىشود . 2 - جدل : مقدمات جدل مشهورات حقيقى هستند . 3 - خطابه : مقدمات خطابه مشهورات ظاهرى هستند . 4 - شعر : مقدمات شعر امور خيالى هستند . 5 - مغالطه : مقدمات مغالطه شبهات و وهميات هستند .